غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

233

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

آورد . از آنجا راهى دمشق شد و شهر را در محاصره گرفت ولى مردم شهر مقاومت ورزيدند و سيف الدوله بازگشت . در محرم سال 334 توزون در خانهء خود در بغداد بمرد . سپاهيان گرد آمدند و زيرك پسر شيرزاد را بر خود امير ساختند . و همه به وفادارى به او سوگند خوردند . مستكفى نيز سوگند خورد . پسر شيرزاد بر خليفه درآمد . خليفه او را گرامى داشت او را منصب امير الامرايى ارزانى داشت . پس از اندك مدتى معز الدوله پسر بويه وارد بغداد شد و مستكفى و پسر شيرزاد هر دو از بيم او پنهان شدند . چون پسر شيرزاد پنهان شد تركانى كه در خدمتش بودند به موصل رفتند . چون تركان دور شدند مستكفى به سراى خلافت بازگشت و از آمدن معز الدوله شادمانى كرد . معز الدوله نزد خليفه رفت و با او بيعت كرد . خليفه نيز سوگند خورد كه غدر نكند . در اين اوان پسر شيرزاد نيز كه پنهان شده بود آشكار شد و با معز الدوله ديدار كرد . معز الدوله امور خراج و جمع آورى مالياتها را به او سپرد . مدت امارت پسر شيرزاد سه ماه و بيست روز بود . مستكفى معز الدوله را خلعت داد و در اين روز بود كه او را به معز الدوله ملقب ساخت . همچنين برادرش على را عماد الدوله و برادر ديگرش حسن را ركن الدوله لقب داد و فرمان داد تا القاب و كنيه‌هاى آنان را بر درهمها و دينارها نقش كنند . در اين سال به معز الدوله خبر رسيد كه علم ، زنى كه وكيل دخل و خرج مستكفى بود ، عزم آن دارد كه او ( : معز الدوله ) را براندازد . در روز بيست و دوم جمادى الاخر ، معز الدوله با گروهى از يارانش نزد مستكفى رفت . سپس دو تن از سران ديلم پيش رفتند و دست خليفه را بگرفتند . خليفه پنداشت قصد آن دارند كه بر دستهايش بوسه زنند . ولى آن دو دستهايش را كشيدند و از تخت فرو افكندند و عمامه‌اش را به گردنش پيچيدند و پياده به سراى معز الدوله بردند و در آنجا در بند كردند . علم را نيز دستگير كردند و زبانش را بريدند . مدت خلافت مستكفى يك سال و چهار ماه بود . اين خليفه همواره مغلوب رأى توزون و زيرك پسر شيرزاد بود . چون با مطيع بيعت شد مستكفى را به او تسليم كردند او نيز ديدگانش را ميل كشيد و تا پايان عمر در زندان بماند . « 543 » از پزشكان مشهور اين زمان يكى هلال بن ابراهيم بن زهرون صابى حرّانى بود .